﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:06.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:00:06.030 --> 00:00:14.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

00:00:19.720 --> 00:00:21.020
لطفا دستتون رو بالا ببرید

00:00:21.100 --> 00:00:23.520
آیا سوگند می خورید که
شهادتتان در مورد این موضوع

00:00:23.600 --> 00:00:24.890
تماما واقعیت است

00:00:24.980 --> 00:00:26.690
و چیزی غیر از آن نیست؟
.بله؛خانوم

00:00:28.900 --> 00:00:30.900
میشه لطفا اسم کاملتان رو بگید؟

00:00:30.980 --> 00:00:33.320
اسمم جفری ادوارد اپستین

00:00:33.400 --> 00:00:36.490
و آدرس محل سکونتم
6100 Red Hook Boulevard

00:00:36.570 --> 00:00:37.780
.در ویرجین آی لند است

00:00:38.320 --> 00:00:41.700
آیا محل سکونت دیگری دارید؟

00:00:42.330 --> 00:00:44.710
...,من چند خانه تفریحی در نیومکزیکو

00:00:45.250 --> 00:00:48.500
.آه... پالم بیچ,نیویورک و پاریس دارم

00:00:50.920 --> 00:00:53.170
آیا تا به حال به جرمی محکوم شده اید ؟

00:00:53.670 --> 00:00:54.510
.بله

00:00:55.090 --> 00:00:57.970
به چه جرمی محکوم شده بودید؟

00:00:59.430 --> 00:01:02.810
.آه...آه...دوتا
یکی درخواست فحشا

00:01:03.310 --> 00:01:05.310
.و دیگری جمع کردن افراد ماینور (کودکان و افراد زیر 18 سال) برای فحشا

00:01:09.560 --> 00:01:11.780
آیا در واقعیت مرتکب این اعمال شدید؟

00:01:12.360 --> 00:01:14.280
.من به حقم مطابق با اصلاحیه پنجم (حق استفاده از وکیل) استناد می کنم

00:01:14.360 --> 00:01:17.780
چند بار افراد ماینور را برای فحشا جمع آوری کردید؟

00:01:18.240 --> 00:01:19.070
.جواب قبلی

00:01:19.160 --> 00:01:22.080
چند بار افراد ماینور را برای فحشا در ایالت فلوریدا

00:01:22.160 --> 00:01:24.410
جمع آوری کردید؟
.جواب قبلی-

00:01:24.500 --> 00:01:28.120
آیا افراد ماینور را برای فحشا در ویرجین آیلند جمع آوری کردید؟

00:01:28.960 --> 00:01:29.790
.جواب قبلی

00:01:30.880 --> 00:01:33.590
آیا منظور شما استفاده از اصلاحیه پنجم است؟

00:01:33.670 --> 00:01:34.510
.بله-
درسته-

00:01:34.590 --> 00:01:35.470
بله آقا.

00:01:35.550 --> 00:01:38.220
آیا اقراد ماینور را برای فحشا در نیویورک جمع آوری کردید؟

00:01:38.890 --> 00:01:39.800
.جواب قبلی

00:01:39.930 --> 00:01:43.560
آیا افراد ماینور را برای فحشا در نیومکزیکو جمع آوری کردید؟

00:01:43.970 --> 00:01:44.850
.جواب قبلی

00:01:44.930 --> 00:01:47.690
آیا افراد ماینور را برای فحشا در پاریس جمع آوری کردید؟

00:01:48.350 --> 00:01:49.230
.جواب قبلی

00:01:49.310 --> 00:01:53.610
آیا افراد ماینور را برای فحشا در هر زمان و مکانی جمع آوری کردید؟

00:01:53.690 --> 00:01:55.530
.دوباره به حقم استناد می کنم

00:01:55.990 --> 00:01:58.070
.یه استراحت می کنیم
آف دا رکورد می ریم

00:01:58.150 --> 00:02:00.660
خوب یعنی الان دارید دپوزشن(استشهاد) رو متوقف می کنید؟

00:02:00.740 --> 00:02:02.410
.ما دپوزیشن رو موقتا متوقف می کنیم

00:03:05.220 --> 00:03:06.470
.من ویکی وارد هستم

00:03:06.680 --> 00:03:08.310
.من یه روزنامه نگارم

00:03:08.390 --> 00:03:14.110
.من در سال 2003 درباره جفری اپستین مطلبی رو برای ونتی فیر نوشتم

00:03:15.690 --> 00:03:19.030
من در مورد جفری اپستین شنیده بودم

00:03:19.110 --> 00:03:22.110
قبل اینکه ازم بخوان در موردش چیزی بنویسم

00:03:22.450 --> 00:03:24.370
چون اون رو به عنوان

00:03:24.450 --> 00:03:29.500
.یه شخصیت شبیه به گتسبی و مرموز که تو نیویورک زندگی میکرد میشناختن

00:03:32.210 --> 00:03:34.170
اون یه آدم مجرد

00:03:34.250 --> 00:03:36.960
خرپول و خوشقیافه بود

00:03:37.420 --> 00:03:40.720
و مردم می دونستن که ثروت زیادی به دست اورده

00:03:40.800 --> 00:03:43.340
.ولی نمی دونستن چطوری

00:03:44.760 --> 00:03:47.930
اون ادعا می کرد که پول ثروتمندا رو مدریت می کنه

00:03:48.390 --> 00:03:53.270
:مردم می دونستن که اون با آدمای معروف زیاد رفت و آمد داره؛آدمایی مثل

00:03:53.690 --> 00:03:55.100
پرنس اندرو(پسر ملکه الیزابت)

00:03:56.110 --> 00:03:57.270
بیل کلینتون

00:03:57.900 --> 00:04:01.690
افراد تحصیل کرده معروف
وکیل الن درشویتز

00:04:02.610 --> 00:04:06.570
و همیشه اطرافش خانومای خیلی خوشگلی بودن که

00:04:06.660 --> 00:04:08.530
.معمولا خیلی جوان بودن

00:04:10.160 --> 00:04:15.250
من گلین مکسول که بعد دوست دخترش بود رو می شناختم

00:04:15.750 --> 00:04:17.880
اون فارغ التحصیل دانشگاه آکسفورد بود

00:04:18.540 --> 00:04:20.210
.خیلی شوخ طبع و خنده دار بود

00:04:21.050 --> 00:04:24.050
.اون متصل کننده خوبی برای جفری بود

00:04:26.010 --> 00:04:31.350
:گریدون کارتر که اون موقع ادیتور مجله ونتی فیر بود بهم گفت

00:04:31.430 --> 00:04:34.440
چندین ساله دارم در مورد این جفری اپستین میشنوم

00:04:35.060 --> 00:04:38.520
.ولی هنوز کسی چیزی در موردش نمی دونه

00:04:39.360 --> 00:04:41.780
.همین شد که داستان رو به من داد

00:04:42.490 --> 00:04:44.030
.این یه قطعه اجتماعی بود

00:04:44.110 --> 00:04:46.660
.و قرار هم نبود که بیشتر از باشه

00:04:48.120 --> 00:04:49.200
اما از همون اول کار

00:04:50.080 --> 00:04:52.660
.با یه رد فلگ مواجه شدیم

00:04:54.540 --> 00:04:56.330
:یکی از منبع هام بهم گفت

00:04:56.580 --> 00:05:01.340
من یه خانومی رو میشناسم که خاطره خوبی

00:05:01.840 --> 00:05:03.420
.از کار کردن با جفری نداره

00:05:03.880 --> 00:05:05.300
حتی بدتر

00:05:05.380 --> 00:05:09.850
.خواهرش وقتی زیر سن قانونی بوده توسط جفری مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته

00:05:10.680 --> 00:05:12.890
.شاید باهات صحبت کنن

00:05:13.560 --> 00:05:16.770
و همین شد که یه تحقیقی که قراربود

00:05:17.350 --> 00:05:19.810
مالی باشه رو

00:05:19.900 --> 00:05:21.230
به طورکامل

00:05:22.070 --> 00:05:24.360
.به یه طرف دیگه برد

00:05:36.620 --> 00:05:41.090
.من سال آخر کالجم رو به نقاشی پرداختم

00:05:44.340 --> 00:05:47.470
.من فقط خودم رو وقف نقاشی کرده بودم

00:05:49.220 --> 00:05:51.930
دیدگاهم این بود که خودم رو یه ورزشکار المپیکی می دونستم

00:05:52.010 --> 00:05:55.310
.که همیشه در حال تمرین کردنه

00:05:55.390 --> 00:06:00.230
.و بعد هر دفه با یه ذهن تازه به سراغ بوم میرفتم

00:06:03.900 --> 00:06:05.690
این آکادمی هنر نیویورکه

00:06:05.780 --> 00:06:07.450
.که ازش فارغ التحصبل شدم

00:06:07.530 --> 00:06:09.660
من سال 1995 فارغ التحصیل شدم

00:06:09.740 --> 00:06:15.040
و شب فارغ التحصیلی معمولا یه آرت شو بود که

00:06:15.700 --> 00:06:18.330
توسط آیلین گگینهایم که معاون دانشجویی بود

00:06:18.410 --> 00:06:19.500
.اداره میشد

00:06:23.710 --> 00:06:26.840
.تو این نمایشگاه تصمیم گرفتم وارد یه سه گانه بشم

00:06:27.260 --> 00:06:30.930
.اینا شامل سه ناقشی از مجموعه الیس در سرزمین عجایب میشد

00:06:32.470 --> 00:06:36.310
.نمایشگاه برام باورنکردنی بود
.هر سه تا نقاشی هام درجا به فروش رسید

00:06:37.560 --> 00:06:39.850
نقاشی اولیم به قیمت 14 هزار دلار

00:06:40.350 --> 00:06:43.310
.و دوتای دیگه رو هر کدوم 12 هزار دلار به فروش رفت

00:06:43.860 --> 00:06:46.820
من خیلی هیجان زده بودم

00:06:47.280 --> 00:06:50.030
ولی آیلین اومد پیشم

00:06:50.820 --> 00:06:53.410
و درحالی که دستم رو پیچ می داد

00:06:53.490 --> 00:06:55.700
گفت: این زوجی رو که اینجا می بینی

00:06:55.790 --> 00:06:57.540
میخوان نقاشیت رو بخرن میشنوی؟

00:06:57.620 --> 00:07:00.500
.من بهش گفتم ولی من فروختمشون

00:07:00.580 --> 00:07:01.870
خیلی بد شد که

00:07:01.960 --> 00:07:05.710
می ری بهشون میگی نمی خوام بفروشم
و عوضش به این زوج میفروشیشون

00:07:05.800 --> 00:07:08.420
اونا از خیرین خیلی مهم
.آکادمی محسوب میشن

00:07:08.510 --> 00:07:14.430
و آیلین گفت ایشون جفری اپستین
.و گلین مکسول از دوستان خوبم هستن

00:07:14.510 --> 00:07:16.470
و اینا خیلی خوشحال هستند

00:07:16.560 --> 00:07:19.810
و قطعه هات رو به اینا میفروشی و بهشون تخفیف هم میدی

00:07:20.060 --> 00:07:23.400
برای همین اون شب 6 هزار گریم اومد جای 12 هزار

00:07:23.810 --> 00:07:27.440
و جفری اپستین گفت نگران نباش
راضیت می کنیم

00:07:28.780 --> 00:07:29.610
نگران نباش

00:07:33.070 --> 00:07:37.580
.چندماهی از جفری چیزی نشنیدم

00:07:37.660 --> 00:07:41.870
یه روز تلفنم زنگ خورد
و ا.ن بهم گفت یه کار خیلی خوب برات دارم

00:07:43.210 --> 00:07:46.590
جفری تازه یه منشن تو خیابون هفتادویکم خریده بود

00:07:47.550 --> 00:07:51.130
بهم گفت این شغل جدیدته
تو مسئول ورودی هستی

00:07:51.220 --> 00:07:54.220
تو مسئول آدمایی هستی که به اینجا رفت و آمد دارن

00:07:54.300 --> 00:07:56.800
مثل دکراتورها و بازدیدکننده ها

00:07:58.260 --> 00:08:01.430
یه روز جفری اپستین بهم گفت
می خوام بدونم

00:08:01.520 --> 00:08:02.940
چندتا خواهر و برادر داری

00:08:03.020 --> 00:08:05.650
اینجوری براش توصیف کردم که من دوتا خواهر دارم

00:08:06.060 --> 00:08:09.730
و گفتم که خواهرم انی دختر خیلی باهوشیه

00:08:09.820 --> 00:08:14.860
.و امیدواره که یه کار خیلی خوب تو آیوی لیگ گیرش بیاد

00:08:16.570 --> 00:08:20.370
من 16 سالم بود
و اون موقع سال اول دبیرستان بودم

00:08:20.830 --> 00:08:23.460
ماریا اون موقع تو منهتن زندگی می کرد

00:08:23.540 --> 00:08:26.670
و بهمون گفته بود یه کار خیلی خوب پیدا کرده

00:08:26.750 --> 00:08:28.840
و با یه مردی به اسم جفری اپستین کار می کنه

00:08:28.920 --> 00:08:31.840
و ممکنه بخواد از یه راهی بهت کمک کنه

00:08:33.010 --> 00:08:35.300
اون پیشنهاد داده بود که بهتره

00:08:35.380 --> 00:08:37.640
به یه سفر بین المللی

00:08:37.720 --> 00:08:40.850
مثل تایلند و ویتنام برم
تا رزومه بهتری داشته باشم

00:08:40.930 --> 00:08:43.730
و کاندیدای بهتری برای یه مدرسه درجه بالا باشم

00:08:44.690 --> 00:08:47.360
اون هزینه سفر رو قبول کرده بود

00:08:47.440 --> 00:08:49.570
....و اون موقع ها

00:08:49.650 --> 00:08:52.070
خیلی گرون به نظر می رسید
....می دونی

00:08:52.150 --> 00:08:55.490
واسه همین خیلی احساس سپاسگذاری بهم دست داده بود

00:09:03.450 --> 00:09:05.750
برنامه سفر تو ماه جولای توی تابستون بود

00:09:05.830 --> 00:09:12.260
و اون بهم پیشنهاد داد که برم نیومکزیکو تا

00:09:12.340 --> 00:09:14.590
خودش و گلین مکسول رو ملاقات کنم

00:09:15.420 --> 00:09:18.140
تا جایی که مادرم از این سفر انتظار داشت

00:09:18.220 --> 00:09:20.930
یه شانسی بود که می تونستم دانش آموزای دیگه ای

00:09:21.010 --> 00:09:23.350
که به اینجور سفرا می رن رو ملاقات کنم

00:09:24.560 --> 00:09:28.940
ولی وقتی به اونجا رسیدم فهمیدم که
من تنها کسی ام که باهاشونه

00:09:30.020 --> 00:09:32.400
اطراف خونه رو بهم نشون دادن

00:09:32.480 --> 00:09:35.610
یه جورایی احساس می کردم که مثلا میگه ببین منو

00:09:35.700 --> 00:09:38.860
چقد مال و اموال دارم
تحت تأثیر من قرار بگیر

00:09:41.330 --> 00:09:44.410
گیلین همش علاقه مند بود بدونه که
تا حالا تجربه ماساژ داشتم

00:09:44.500 --> 00:09:47.000
منظورش ماساژ حرفه ای بود
.که نه نداشتم

00:09:47.620 --> 00:09:48.920
اینجوری نشون میداد که

00:09:49.000 --> 00:09:52.750
مثلا خیلی خوششانسی
که این ماساژ رو قراره تجربه کنی

00:09:57.220 --> 00:09:59.140
بهم گفت که لباسام رو دربیارم

00:09:59.220 --> 00:10:01.800
و یه میزی بود که
یه پارچه روش انداخته بودن

00:10:04.520 --> 00:10:07.640
می دونی قسمتی از اون
تقریبا عادی بود

00:10:07.730 --> 00:10:13.230
اما یه وقتایی بود
که بهم میگفت رو کمر بخواب

00:10:13.570 --> 00:10:18.530
و پارچه رو میکشید کنار
و سینه هام رو می تونست ببینه

00:10:19.740 --> 00:10:23.240
به خاطر دیزاین خونه
و جوری که درا باز می شد

00:10:23.330 --> 00:10:25.080
می دونستم که اپستین می تونه منو ببینه

00:10:25.830 --> 00:10:30.040
فکر میکنم
اونطوری که داشت سینه ام رو می مالید هم

00:10:30.120 --> 00:10:32.290
.یه چیزی بیشتر از ماساژ بود

00:10:34.960 --> 00:10:37.420
ترسناکترین لحظه اون آخر هفته برام

00:10:37.510 --> 00:10:41.180
وقتی بود که صبح اومد تو اتاق خوابم

00:10:41.260 --> 00:10:43.390
و بهم گفت می خواد بغلم کنه

00:10:45.100 --> 00:10:47.560
اون اومد تو تختم

00:10:49.440 --> 00:10:52.730
شروع به لمس کردنم کرد

00:10:52.810 --> 00:10:55.320
و دقیقا یادم نیست
چقدر طول کشید

00:10:55.400 --> 00:10:58.030
چون مغزم نمی خواست یادم بمونه

00:10:59.650 --> 00:11:03.660
اما یادمه مثلا بهونه میاوردم
که برم دستشویی

00:11:03.740 --> 00:11:06.080
از تخت اومد بیرون
و مثلا رفتم دستشویی

00:11:06.160 --> 00:11:08.000
و یه جورایی در رو بستم

00:11:08.910 --> 00:11:12.210
و می دونی همش ترسیده بودم
که چه اتفاقی داره میفته

00:11:13.750 --> 00:11:15.710
.و بعد این قضایا دیگه می خواستم فراموش بشن

00:11:16.130 --> 00:11:20.130
نه به نزدیکترین دوستام گفتم
و نه به ماریا و خانواده

00:11:20.220 --> 00:11:21.720
و با خودم فکر کردم که

00:11:21.800 --> 00:11:23.800
بهتره تمرکزم رو بزارم
رو این سفر تابستون

00:11:25.680 --> 00:11:27.810
و به تایلند و ویتنام رفتم

00:11:32.140 --> 00:11:34.190
انی مشغول این برنامه
تو تایلند بود

00:11:34.270 --> 00:11:39.070
و من یه تماسی از جفری دریافت کردم
که می خواد به کارم کمک کنه

00:11:39.440 --> 00:11:42.660
بنابرابن به من گفته بودن که
به یه اقامتگاه هنرمندا برم

00:11:44.870 --> 00:11:46.410
من باید میرفتم اوهایو

00:11:46.490 --> 00:11:50.750
و تو یه خونه 26 هزار اسکوئر فوت
زندگی می کردم

00:11:51.080 --> 00:11:52.750
.پشت خونه لس وکسنر بود

00:11:53.460 --> 00:11:56.250
وقتی از جفری پرسیدم که لس وکسنر کیه

00:11:56.590 --> 00:11:59.300
اون گفت از موکلامه
و رفیق خیلی خوبیه که

00:11:59.380 --> 00:12:01.130
.میلیاردر هم هست

00:12:01.220 --> 00:12:02.880
.و هرکاری بخوام برام می کنه

00:12:03.380 --> 00:12:08.260
بنابراین با یه کامیون پنسکی(شرکن اجاره خودرو) رفتم اوهایو
.چون تمام وسایل هنریم رو با خودم برده بودم

00:12:09.680 --> 00:12:10.600
کارگاهم رو راه انداختم

00:12:11.180 --> 00:12:12.440
.و شروع به نقاشی کشیدن کردم

00:12:12.850 --> 00:12:16.520
این نقاشی ها درمورد
بلوغ بودند

00:12:17.110 --> 00:12:19.400
دختران نیمه برهنه

00:12:19.480 --> 00:12:22.360
نوعی نگاه یواشکی به لحظه های خصوصی

00:12:22.450 --> 00:12:23.650
.ولی نه سکشوال

00:12:24.160 --> 00:12:28.120
پروسه من اینجوری بود که اول عکاسی می کردم
.و بعد از روی اون کارم رو شروع می کردم

00:12:28.200 --> 00:12:31.200
و مدلای من
خواهرام بودن

00:12:34.540 --> 00:12:37.080
یه روزی جفری و گیلین
.اومدن منو ببینند

00:12:40.300 --> 00:12:43.630
یه شب
گیلین اومد و بهم گفت

00:12:43.720 --> 00:12:45.930
جفری دوست داره
پاهاش رو ماساژ بدن

00:12:46.340 --> 00:12:47.720
.و من دلم افتاد

00:12:48.260 --> 00:12:50.890
با خودم می گفتم که خدایا نمی خوام فکر کنن که
نا شکرم

00:12:50.970 --> 00:12:53.060
اما این خیلی نامناسب و نامتعارفه می دونی

00:12:53.480 --> 00:12:56.600
ولی خوب پاهاش رو
واسه چن لحظه مالیدم

00:12:57.730 --> 00:12:59.570
و اون بهم گفت بیا بالا

00:13:00.860 --> 00:13:04.360
بعد دست زد رو تخت
که بیا اینجا کنارم بشین

00:13:04.860 --> 00:13:07.360
بعدش گیلین
رفت اونطرفش نشست

00:13:08.280 --> 00:13:10.660
جفری درجا این کار رو انجام می داد

00:13:11.040 --> 00:13:14.000
مثل اینکه قشنگ برنامه ریزی شده
و خیلی وحشتناک بود

00:13:14.080 --> 00:13:17.250
و از اون طرف گیلین داشت این کار رو انجام می داد

00:13:17.330 --> 00:13:20.540
و هردوتاشون داشتن
به روشای مختلف سینه ام رو لمس میکردن

00:13:22.210 --> 00:13:24.630
اصلا احساس خوبی نداشتم
.و اصلا هم دوست نداشتم

00:13:25.970 --> 00:13:28.390
تقریبا داشتم گریه میکردم

00:13:28.470 --> 00:13:30.470
که اون (گیلین) بهم گفت هیسسس همه چی درست میشه

00:13:30.550 --> 00:13:33.180
و اون خیلی
با اون یکی دستش داشت

00:13:33.270 --> 00:13:34.980
دستم رو می مالید

00:13:35.060 --> 00:13:37.270
و بهم میگفت
که همه چی درست میشه

00:13:38.850 --> 00:13:40.940
من دیگه تو اون موقع از بدنم فرار کرده بودم

00:13:41.020 --> 00:13:44.570
در واقع اصلا تو اون لحظه نبودم

00:13:45.490 --> 00:13:46.950
و تو یه لحظه ای

00:13:47.660 --> 00:13:50.240
بالاخره تونستم
بدنم رو از تخت بندازم بیرون

00:13:51.450 --> 00:13:53.740
رفتم تو اتاقمو
.و جلوی در رو مسدود کردم

00:13:53.830 --> 00:13:55.870
یه قطعه از مبلمان رو جلوش گذاشتم

00:13:55.960 --> 00:13:57.830
همونجوری به هم ریخته تو اتاق بودم

00:13:58.080 --> 00:14:00.540
تا فردا صبحش که
جفری و گیلین رفتن

00:14:03.750 --> 00:14:05.970
وقتی بیدار شدم رفتم که ببینم

00:14:06.050 --> 00:14:08.550
عکسای خواهرام که اونجا هستن یا نه که

00:14:09.050 --> 00:14:11.470
اونا رو دزدیده بودن

00:14:11.890 --> 00:14:13.180
و من خیلی ترسیده بودم

00:14:13.390 --> 00:14:14.930
بنابراین به انی زنگ زدم

00:14:16.810 --> 00:14:20.480
خواهرم ازم پرسید که
آیا اتفاق عجیبی تو مزرعه افتاده

00:14:20.560 --> 00:14:22.440
وقتی که اونحا بودم

00:14:22.730 --> 00:14:26.190
بهش گفتم یه اتفاقایی برام افتاده
که خیلی ناخوشایند بوده

00:14:26.280 --> 00:14:28.280
ولی دوست ندارم درموردشون صحبت کنم

00:14:29.450 --> 00:14:32.490
من گفتم گوش کن
دیگه لازم نیست خودت رو درگیر اینا کنی

00:14:32.580 --> 00:14:33.410
نگران نباش

00:14:33.740 --> 00:14:35.830
من بسیار متاسفم که تو رو در معرض اینا قرار دادم

00:14:37.000 --> 00:14:42.380
یه احساس خیلی ناخوشایندی بود
که اونا عکسای ما ر داشتن

00:14:42.710 --> 00:14:43.540
و

00:14:44.340 --> 00:14:46.630
مهم تر از همه خواهر کوچیکه ام

00:14:46.710 --> 00:14:49.260
چون وقتی اون عکس رو گرفته بود
12 سالش بود

00:14:49.340 --> 00:14:50.260
...و

00:14:50.970 --> 00:14:53.050
...یه جوری بود که

00:14:53.640 --> 00:14:54.510
...امم

00:14:55.180 --> 00:14:58.060
خیلی ناراحت کننده بود
که اون این عکسا رو داره

00:14:58.230 --> 00:15:01.440
و هیچ وقت هم نفهمیم
که باهاشون چکار میکنه

00:15:02.270 --> 00:15:04.770
اون میتونه از اونا با یه نیت کثیف
غرایظ جنسی خودش رو راضی کنه

00:15:10.320 --> 00:15:12.490
خوب روز بعدش
جفری بهم زنگ زد

00:15:12.570 --> 00:15:14.370
و داشت وانمود میکرد که مثلا

00:15:14.450 --> 00:15:17.120
که شب گذشته
خیلی خوش گذشته

00:15:17.540 --> 00:15:19.830
و اون اینحوری تلاش میکرد
که از زیرش دربره

00:15:19.910 --> 00:15:21.620
و من بهش گفتم اصلا هم به من خوش نگذشت

00:15:22.040 --> 00:15:24.880
و اون بهم پیشنهاد داد
هرچی که بخوام

00:15:24.960 --> 00:15:28.170
تا گندش رو بالا نیارم
بگو چی می خوای

00:15:28.590 --> 00:15:31.760
مثلا چقد پول می خوای؟
چه کاری می خوای برات انجام بدم؟

00:15:32.180 --> 00:15:33.090
...اممم

00:15:33.510 --> 00:15:36.510
و من....هیجی نگفتم
و گوشی رو قطع کردم

00:15:38.850 --> 00:15:41.640
وقتی به نیویورک سیتی برگشتم

00:15:41.730 --> 00:15:44.690
.من همه چی رو به پلیس گفتم

00:15:44.770 --> 00:15:47.070
.بهشون گفتم به من تعرض شده
و اونا گفتن

00:15:47.150 --> 00:15:50.650
این تو حیطه ما نیست
و ما نمی تونیم کاری در این مورد انجام بدیم

00:15:50.740 --> 00:15:53.530
این اتفاقا تو اوهایو
و نیومکزیکو رخ داده

00:15:53.610 --> 00:15:55.070
مجبوری به اف.بی.آی زنگ بزنی

00:15:56.370 --> 00:16:00.540
وقتی که به اف.بی.آی زنگ زدم
همه چی رو دقیق گفتم

00:16:00.830 --> 00:16:02.710
من گفتم:می خوام این افراد رو گزارش بدم

00:16:02.790 --> 00:16:04.960
جفری اپستین و گیلین مکسول

00:16:05.540 --> 00:16:08.750
همش رو بهش گفتم
و می دونستم که باور کرده

00:16:08.840 --> 00:16:12.050
برای همین انتظار داشتم
که این قضیه رو پیگیری کنه

00:16:12.800 --> 00:16:15.430
ولی درعوض
هیچی ازشون نشنیدیم

00:16:22.100 --> 00:16:27.650
از اونجایی که این خواهرها
رو برای مدت طولانی نادیده گرفته بودن

00:16:27.730 --> 00:16:31.990
به شدت می ترسیدند
که اگر به صورت علنی

00:16:32.490 --> 00:16:37.780
درمورد او صحبت کنند
جفری بلایی سراشان بیاورد

00:16:38.410 --> 00:16:39.700
بخشی از اونا احساس می کرد

00:16:39.790 --> 00:16:43.040
که هیچ شانسی
در مقابل مردی با این همه قدرت و ثروت ندارند

00:16:46.000 --> 00:16:51.090
ما بعد یه مشورت خانوادگی با اکراه تمام تصمیم گرفتیم

00:16:51.420 --> 00:16:54.590
که این کار رو انجام بدیم
و در مورد این صحبت می کنیم

00:16:57.260 --> 00:16:59.470
من با خواهر جوان تر کردم

00:16:59.560 --> 00:17:01.560
که توسط او مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود

00:17:01.640 --> 00:17:03.270
.و در ترس زنگی می کرد

00:17:06.020 --> 00:17:09.110
بنابراین وقتی داستان رو
به ویکی تحویل دادیم

00:17:09.190 --> 00:17:13.280
ونتی فیر مجور بود سراغ
اپستین برود

00:17:13.360 --> 00:17:17.280
تا فک چک کنه
و دیدگاه او رو هم درمورد این قضیه بدونن

00:17:17.490 --> 00:17:19.950
و وقتی که این کار رو کردن
اون با داستان خودش برگشت

00:17:20.620 --> 00:17:23.870
که ما خانومایی بودیم که
از او عصبانی هستیم

00:17:24.040 --> 00:17:27.080
و این یعنی همه اش
فقط به قصد

00:17:27.170 --> 00:17:30.090
انقام به خاطر نپذیرفتنشون بوده

00:17:32.130 --> 00:17:35.130
اون می گفت
می دونی ویکی اگه من این قطعه رو دوست نداشته باشم

00:17:35.220 --> 00:17:37.970
هم برای خودت بد میشه
هم برای خانوادت

00:17:38.760 --> 00:17:41.260
و من تازه با دوقلوها باردار بودم.

00:17:42.010 --> 00:17:44.180
اون گفت کجا می خوای زایمان کنی؟

00:17:44.390 --> 00:17:45.680
و اینجوری ادامه داد که

00:17:45.770 --> 00:17:47.940
من همه دکترای
تو تمام بیمارستانا رو میشناسم

00:17:48.020 --> 00:17:50.230
اصلا مهم نیست
اگه بهم نگی خودم پیدا می کنم

00:17:50.650 --> 00:17:51.940
اگه این قطعه رو دوست نداشته باشم

00:17:52.020 --> 00:17:55.690
به یه دکتر جادوگر می گم که
بچه های متولد نشده ات رو نفرین کنه

00:17:59.160 --> 00:18:03.660
کم کم داشت دیگه منو می ترسوند
و تازه این فقط یه مکالمه بود

00:18:03.990 --> 00:18:05.830
الان تازه فقط می تونستم تصور کنم

00:18:06.460 --> 00:18:10.380
اون خانوم ها چه احساسی دارن

00:18:11.000 --> 00:18:13.210
گریدون بهم زنگ زد

00:18:13.800 --> 00:18:19.130
اون خیلی ترسیده بود
چون یه سر قطع شده گربه تو باغچه اش پیدا کرده بود

00:18:19.680 --> 00:18:22.300
همچنین یه گلوله رو پله جلو درش پیدا کرده بود

00:18:23.060 --> 00:18:26.060
و یه دفعه ادیتورم بهم گفت که

00:18:26.140 --> 00:18:29.310
دخترا رو از داستان پاک کن

00:18:30.310 --> 00:18:33.440
من ترسیدم گفتم
چرا؟ اونا خیلی شجاع بودن

00:18:33.520 --> 00:18:35.690
اونا همه چی رو رو کردن چرا؟

00:18:36.440 --> 00:18:38.400
در جواب پیام اومد

00:18:38.490 --> 00:18:42.910
خوب میبینی که نسب به این دخترا
خیلی حساسه.و این یه نکته دردناکه

00:18:44.910 --> 00:18:47.000
هیچوقت فراموش نمی کنم
گریدون کارتر چی بهم گفت

00:18:47.080 --> 00:18:48.540
"من حرفای جفری اپستین رو باور می کنم"

00:18:55.670 --> 00:18:58.220
یادمه یه نسخه ونتی فیر خریدم

00:18:58.300 --> 00:19:01.970
و دیدم که غیر "جفری اپستین با استعداد"هچی

00:19:02.510 --> 00:19:06.350
درمورد علاقه اش به دخترا گفته نشده

00:19:08.230 --> 00:19:12.190
به نظر من جفری
ونتی فیر رو خریده بود

00:19:20.900 --> 00:19:23.160
بهانه این بود که
این یه داستان مالیه

00:19:23.240 --> 00:19:26.490
این یه داستان مالی بود
ولی مثل زندگی

00:19:26.580 --> 00:19:29.910
این داستان هم پیچیده بود
خیلی خیلی پیچیده بود

00:19:40.840 --> 00:19:43.680
من در ملاء عام گریه کردم.

00:19:43.760 --> 00:19:44.600
...اممم

00:19:45.300 --> 00:19:46.260
میدونی

00:19:46.930 --> 00:19:47.760
این همه تلاش

00:19:48.310 --> 00:19:49.600
این همه شجاعت

00:19:50.520 --> 00:19:51.560
واسه چی؟

00:19:54.980 --> 00:19:58.820
این شواهد نشان از آن داشت که
او مردی قدرتمند هست

00:19:58.900 --> 00:20:01.570
و هر مشکلی که پیش بیاید را می تواند حل کند

00:20:03.030 --> 00:20:07.870
داستان جفری اپستین نمونه بارز

00:20:07.950 --> 00:20:12.250
استفاده نابه جا از پول و قدرت است

00:20:12.920 --> 00:20:18.170
اما چیزی که هیچکدوم از ما نمی دونست
این بودکه دخترانی که صحبت کرده بودند

00:20:18.590 --> 00:20:19.710
تازه

00:20:21.050 --> 00:20:22.340
یه عده خیلی کمی بودند

00:20:26.600 --> 00:20:30.930
و تو فلوریدا حتی از اینم بدتر شد

00:20:43.450 --> 00:20:47.200
جفری اپستین سال 1990
عمارتش در پالم بیچ را خرید

00:20:48.830 --> 00:20:50.240
اپستین تازه پولدار شده بود

00:20:50.620 --> 00:20:53.620
او نسل زیادی برای رشد در آنجا نداشت

00:20:54.080 --> 00:20:56.210
قایقرانی در آبراه داخل رودخانه

00:20:57.330 --> 00:20:58.790
ولی به اندازه خیلی زیادی پول داشت

00:20:58.880 --> 00:21:03.800
و اگه پول کافی داشته باشی
می تونی راه ورودت رو به هر جامعه ای بخری

00:21:05.840 --> 00:21:09.140
از وقتی بچه بودم چیزایی درمورد پالم بیچ  می دونم
که همشون واقعیتن

00:21:10.350 --> 00:21:14.060
...محافظه کارانه بودن
...طایفه ای بودن

00:21:14.600 --> 00:21:17.400
قطعا دنیای بسیار بسته است

00:21:17.980 --> 00:21:20.570
تقریباً یک مهر و موم هرمتیک در اطراف آن وجود دارد.

00:21:21.150 --> 00:21:24.110
این فقط
یک زیپ کد خیلی قدرتمند نیست

00:21:24.190 --> 00:21:25.030
یه جزیره است

00:21:25.450 --> 00:21:26.490
...و من فکر می کنم که

00:21:26.820 --> 00:21:31.290
این یه اثر روانشناختی رو آدم های ثروتمندی داره که
به اینجا نقل مکان می کنند

00:21:31.370 --> 00:21:32.790
یا اینحا بزرگ شدن

00:21:32.870 --> 00:21:35.960
یا پدر و پدربزرگشون
اینجا زمین خریده

00:21:36.040 --> 00:21:39.540
زیرا یک احساس امنیت و حریم خصوصی وجود داره

00:21:39.630 --> 00:21:41.250
و اونا دوست دارند که این شکلی هم بمونه

00:21:44.260 --> 00:21:46.720
من و اپشتین در اصل همسایه بودیم.

00:21:48.430 --> 00:21:51.930
و چرا جفری اپستین بخواد بیاد اینجا؟

00:21:52.010 --> 00:21:53.390
خودتون می بینید.به خاطر این

00:21:53.930 --> 00:21:55.100
منظورم اینه که شما توی اقیانوسید

00:21:55.600 --> 00:21:57.190
ساکت و خلوته

00:22:01.150 --> 00:22:03.480
من سال 2007 اومدم اینجا

00:22:03.570 --> 00:22:08.700
و اون موقع کسی چیز زیادی درمورد جفری اپستین نمی دونست

00:22:09.570 --> 00:22:12.990
تنها چیزی که مردم در موردش می دونستن این بود که خیلی پولداره

00:22:13.660 --> 00:22:17.080
طرف زندگیی رو می کردکه اکثر مردم خوابش رو می دیدن

00:22:17.870 --> 00:22:21.460
یه عمارت 15 -20 میلیون دلاری تو پالم بیچ داشت

00:22:21.540 --> 00:22:24.460
اون صاحب یکی از بزرگترین خونه های شهری نیویورک بود

00:22:24.550 --> 00:22:26.880
یه آپارتمان خیلی بزرگ تو پاریس داشت

00:22:26.970 --> 00:22:29.260
جزیره خصوصی خودش تو کارائیپ

00:22:29.340 --> 00:22:31.890
یه مزرعه خیلی بزرگ در نیومکزیکو

00:22:32.300 --> 00:22:33.310
هلیکوپتر

00:22:33.390 --> 00:22:35.850
دوتا هواپیما که یکیش 727 بود

00:22:39.100 --> 00:22:40.690
این قسمت تجاری فرودگاهه

00:22:40.770 --> 00:22:43.190
که جت بلو و بقیه اینجا فرود میومدند

00:22:43.690 --> 00:22:47.070
اما قسمت غربی اونجاییه که جت های خصوصی فرود میومدند

00:22:47.530 --> 00:22:49.450
اونجا جفری جتاش  رو پارک می کرد

00:22:50.660 --> 00:22:53.830
.من 25 سال در اینجا خبرنگار بودم
منم در پالم بیچ زندگی می کردم

00:22:53.910 --> 00:22:57.950
.پرونده اپستین رو به طور گسترده پوشش دادم.این مرد اینجا عین روح بود

00:22:58.040 --> 00:23:00.000
.هیچکی نمی دیدش.هیچکی نمی شناختش

00:23:01.630 --> 00:23:03.880
تو دهه 80 اون از رو توپ توپ طلا میساخت

00:23:04.090 --> 00:23:07.550
خیلی از آدم های پولدار دوستش داشتن و پولشون رو میدادن دستش تا مدریتش کنه

00:23:10.880 --> 00:23:14.220
جفری اپستین و دانالد ترامپ
هردو آدمای ثروتمندی بودن که اهل نیویورک بودن

00:23:14.300 --> 00:23:18.480
و هردوتاشون یک مایلی یک دیگه
تو ردیف میلیاردرها تو پالم بیچ زندگی می کردن

00:23:18.560 --> 00:23:22.190
اونا همدیگه رو می شناختن
اپستین یه مدت در مار ا لاگو (کلاب) بود

00:23:22.940 --> 00:23:26.610
الان یه نقل قول گسترده از طرف ترامپ وجود داره

00:23:26.690 --> 00:23:29.030
که الان نمی خواد زیاد بهش برگرده و اونم اینه

00:23:29.110 --> 00:23:32.110
من جفری 15 ساله می شناسم
آدم معرکه ایه

00:23:32.200 --> 00:23:35.120
حتی گفته شده اون به اندازه من از زنای زیبا خوشش میاد

00:23:35.200 --> 00:23:37.540
.و اکثرشون هم از اون چیزی که باید جوون تر اند

00:23:38.120 --> 00:23:40.250
پالم بیچ یه شهر خیلی کوچیکه

00:23:40.330 --> 00:23:43.960
تصور زندگی در اونجا و رفت و آمد با اون دنیا

00:23:44.040 --> 00:23:46.090
و نشنیدن شایعه درمورد اپستین غیر ممکنه

00:23:46.170 --> 00:23:50.300
یا اینکه متوجه یه چیز عجیبی که تو خونه جف رخ میده نشی

00:23:58.810 --> 00:24:02.140
.من مایکل رایتر هستم
38ساله اینجا زندگی می کنم

00:24:02.230 --> 00:24:04.440
28سال تو اداره پلیس پالم بیچ بودم

00:24:04.520 --> 00:24:09.610
.و من از سال 2001 تا 2009 رئیس پلیس در پالم بیچ بودم

00:24:10.190 --> 00:24:13.740
من اولین بار جفری اپستین رو
حول و حوش سال 2001 دیدم

00:24:14.070 --> 00:24:15.990
اپستین به دفترم اومد

00:24:16.070 --> 00:24:20.160
تا درباره اهدای تجهیزات به اداره صحبت کنه که

00:24:20.250 --> 00:24:22.500
.تقریبا 100 هزار دلار بود

00:24:23.120 --> 00:24:26.460
یه ملاقات کوتاه بود
در حد یه سلام و احوال پرسی

00:24:26.540 --> 00:24:30.340
تصور من این بود که اون یه فرد ثروتمندو بسیار خصوصی بود

00:24:32.090 --> 00:24:34.130
...تقریبا دو سال بعد

00:24:34.430 --> 00:24:37.430
ما گزارشی رو از همسایه هاش دریافت کردیم

00:24:37.510 --> 00:24:41.100
که تعداد زیادی دخترای جوان

00:24:41.180 --> 00:24:43.310
.به خونه ش رفت و آمد دارن

00:24:43.520 --> 00:24:44.980
ما فکر کردیم این مشکوکه

00:24:45.060 --> 00:24:47.310
یه ماشین گشت فرستادیم تا اونا رو متوقف کنه

00:24:47.690 --> 00:24:48.860
.و ازشون سوال و پرس کنه

00:24:49.610 --> 00:24:52.190
همشون بالغ بودن
البته اون سه چهارتایی که ما باهاشون مصاحبه کردیم

00:24:52.280 --> 00:24:56.160
و همشون گفتن که داریم برای آقای اپستین کار اداری می کنیم

00:24:56.820 --> 00:24:58.330
چون همشون بالغ بودن

00:24:58.410 --> 00:25:01.870
دیگه لازم ندیدیم ادامه بدیم

00:25:07.380 --> 00:25:09.210
تا سال 2005

00:25:09.290 --> 00:25:12.050
خانواده یه دختر جوان
به اداره پلیس زنگ زدند

00:25:17.220 --> 00:25:19.180
الو؟
سلام حالتون چطوره؟

00:25:19.260 --> 00:25:23.390
من خوبم.جواب تماستون رو دادم
معذرت می خوام ولی نمی دونم برای چی؟

00:25:23.480 --> 00:25:25.640
چیزی نیست
در مورد یه اتفاقیه که

00:25:25.730 --> 00:25:28.900
سه هفته و نیم
برای یکی از دختر خونده هام رخ داد

00:25:28.980 --> 00:25:33.400
یه روز تو مدرسه دعوا می کنه
و بالای 300 دلار پول همراهش داشته

00:25:34.240 --> 00:25:37.240
بنابراین ما ازش سوال کردیم که قضیه از چه قراره

00:25:37.320 --> 00:25:39.700
و فهمیدیم که

00:25:39.780 --> 00:25:41.660
اونا رفتن پالم بیچ
خونه یه آقایی

00:25:41.740 --> 00:25:44.910
و اونا به ماساژ دادن طرف شروع کردن

00:25:45.000 --> 00:25:45.910
و اونم بهشون پول داده

00:25:46.000 --> 00:25:48.420
اگه اون یکیشون رو دوست داشت
و فکر میکنه به اندازه کافی خوشگلن

00:25:48.500 --> 00:25:50.960
نگهشون می داره تا باهاشون کارای دیگه بکنه
- اوکی

00:25:51.800 --> 00:25:54.300
من مطمئن نبودم
که تحقیقی صورت می گیره

00:25:54.380 --> 00:25:55.510
یا اینکه این آقا حرفی داره

00:25:55.590 --> 00:25:58.260
راستش این اولین باره که من درموردش می شنوم

00:25:58.340 --> 00:26:01.010
اوکی
من به اطلاعات بیشتری نیاز دارم

00:26:01.100 --> 00:26:03.100
آیا دخترخونده تون
حاضره بیاد

00:26:03.520 --> 00:26:05.140
یه بیانیه به من بده؟

00:26:06.180 --> 00:26:07.730
وقتی یه نوجوان

00:26:07.810 --> 00:26:11.360
به اداره پلیس گزارش می دهد که
قربانی یک جنایت جنسی بوده

00:26:11.440 --> 00:26:13.230
ما بلافاصله آن را بسیار جدی می گیریم.

00:26:13.980 --> 00:26:17.240
از خانواده خواسته شد تا
قربانی را به اداره پلیس بیاورند

00:26:17.320 --> 00:26:19.490
یک کارآگاه مصاحبه انجام داد.

00:26:19.570 --> 00:26:23.290
...همون موقعی که
قربانی به ما گزارش داد

00:26:23.370 --> 00:26:26.410
ما اون رو بسیار معتبر دیدیم
و تحقیقات رو شروع کردیم

00:26:28.290 --> 00:26:31.710
اولین قربانی اون موقع
حدود 14 سال داشت

00:26:33.090 --> 00:26:37.010
از طریق مصاحبه فهمیدیم
که خانه دقیقا کجاست

00:26:37.800 --> 00:26:42.350
با توصیفی که قربانی ها کرده بودند
.کاملا معلوم بود که آنجا خانه آقای اپستین بود

00:26:44.510 --> 00:26:47.230
پرونده به واحد تحقیقات ویژه ما اختصاص یافت

00:26:47.640 --> 00:26:50.270
تا حدی به دلیل ماهیت جرم

00:26:50.350 --> 00:26:55.530
.و تا حدی به این دلیل که آقای اپستین شخصیت قدرتمندو بانفوذی بود

00:26:57.030 --> 00:26:59.570
.جو ریکری بازرس اصلی پرونده بود

00:27:00.070 --> 00:27:03.530
متاسفانه جو ریکیری
.چند سال قبل فوت شد

00:27:03.620 --> 00:27:07.000
اما اون موقع او بر این باور بود
که قربانیان بیشتری وجود دارد

00:27:07.080 --> 00:27:09.080
پس اون شروع کرد باهاشون تماس گرفت

00:27:09.460 --> 00:27:11.370
.و نشست پای داستانشون

00:27:13.000 --> 00:27:15.130
ممنون از اینکه اومدید اینجا
تا باهام صحبت کنید

00:27:15.210 --> 00:27:17.130
اصلا مشکلی برات پیش نمیاد
باشه

00:27:17.210 --> 00:27:19.170
من الان می خوام
اینو اینجا بزارم

00:27:19.670 --> 00:27:22.140
چطوری با آقای اپستین آشنا شدید؟
از طریق یه دوست

00:27:22.510 --> 00:27:24.600
تقریبا دو سال پیش اینا بود

00:27:24.680 --> 00:27:27.020
حدود دو سال پیش؟
اون موقع باهاش ملاقات داشتید؟

00:27:27.100 --> 00:27:27.930
اره .اره

00:27:28.560 --> 00:27:30.440
شما اون موقع 17 سالتون بود؟
...اوهوم

00:27:30.520 --> 00:27:33.360
چه چیزی به شما گفته شده بود
که انجام بدید؟

00:27:33.940 --> 00:27:35.860
.ماساژش بدم
اوکی

00:27:36.900 --> 00:27:40.030
در حین ماساژ
...آیا اون

00:27:41.360 --> 00:27:43.530
....ازت خواست که شلوارت رو در بیاری یا

00:27:45.240 --> 00:27:46.080
بله

00:27:47.120 --> 00:27:50.290
.تمام قربانی ها یه داستان رو تعریف کردن

00:27:50.750 --> 00:27:53.120
.همه فکر کردن که فقط یه ماساژ بهش می دن

00:27:53.210 --> 00:27:55.090
این چیزیه که به اکثرشون گفته بودن

00:27:55.500 --> 00:27:59.010
همین بود که اونا رو به خاطر یه مبلغی کمی به اونجا کشونده بود

00:27:59.090 --> 00:28:02.050
وقتی که داشتید ماساژ  می دادید
دیگه چه اتفاقی افتاد؟

00:28:02.130 --> 00:28:05.140
حوله رو کنار زد
و شروع به جق زدن کرد

00:28:05.220 --> 00:28:07.060
.که خیلی برام ناخوشایند بود

00:28:07.140 --> 00:28:10.180
من همون لحظه که رسیدم می خواستم برم
اوکی

00:28:12.350 --> 00:28:16.730
بزرگترین نگرانی ما این بود که نمی خواستم قربانی ها رو از دست بدیم

00:28:17.230 --> 00:28:19.860
به همین دلیل بلافاصله شروع به نظارت کردیم

00:28:20.940 --> 00:28:22.570
ما فرودگاه

00:28:25.200 --> 00:28:26.120
و خونه رو زیر نظر گرفتیم

00:28:27.990 --> 00:28:30.160
وقتی که قربانی های بیشتری پیدا می کردیم

00:28:30.250 --> 00:28:32.080
یه قربانی درمورد چندتا دیگه بهمون میگفت

00:28:32.160 --> 00:28:37.130
و اونا هم در مورد چندتای دیگه
تا این که تعدادشون به صورت هرمی بیشتر میشد

00:28:38.590 --> 00:28:41.550
از اول از همه با بگم
می دونم که این خیلی برات سخته

00:28:42.380 --> 00:28:43.930
یه نفس عمیق بکش

00:28:44.010 --> 00:28:45.890
...دارم سعیم رو می کنم

00:28:45.970 --> 00:28:49.310
درواقع من اصلا نمی دونستم
.که اون ده دیقه رو قراره باهاش تنها باشم

00:28:49.390 --> 00:28:50.890
فکر میکردم قراره بمیرم

00:28:52.140 --> 00:28:54.020
آیا بو اون سکس داشتی؟

00:28:54.560 --> 00:28:56.100
بله
اوکی

00:28:57.770 --> 00:28:59.110
بعد گذشت دو سه ماه

00:28:59.190 --> 00:29:02.900
به این نتیجه رسیدیم که ممکنه
تعدادقربانی ها خیلی بیشتر از این باشه

00:29:08.620 --> 00:29:11.700
میشه دست راستتون رو ببرید بالا؟
آیا سوگند می خورید

00:29:11.790 --> 00:29:13.410
که حقیقت را بگید
و چیزی غیر از حقیقت نباشد

00:29:13.500 --> 00:29:15.170
خدایا یاورم باش
بله

00:29:15.250 --> 00:29:18.330
میشه اسمتون رو بگید
میشل لیکاتا

00:29:20.090 --> 00:29:23.380
....من تقویم دسامبر سال 2004 رو پیدا کردم

00:29:23.840 --> 00:29:26.220
.ماهی که جفری اپستین رو ملاقات کردم

00:29:26.300 --> 00:29:30.140
اولین مهمونیم رو نوشتم
و اینکه اولین باری بود که

00:29:30.220 --> 00:29:33.680
با یه پسر تا
سه صبح حرف می زدم

00:29:33.770 --> 00:29:37.600
و همون موقع قبل کریسمس
اون آخر هفته ای بود که

00:29:37.690 --> 00:29:38.610
کل زندگیم تغییر کرد

00:29:41.820 --> 00:29:43.320
اوکی. از زبون خودتون

00:29:43.400 --> 00:29:46.030
بهم بگید که دقیقا
با این آقا به اسم جفری

00:29:46.110 --> 00:29:48.820
در پالم بیچ آشنا شدید؟

00:29:48.910 --> 00:29:52.040
اممم... دوستم تو کلاس بهم گفت که

00:29:52.740 --> 00:29:55.790
یه راهی پیدا کرده که میشه برای کریسمس پول در اورد

00:29:56.620 --> 00:29:58.540
من دقیقا نمی دونستم درمورد چی صحبت میکرد

00:29:58.630 --> 00:29:59.790
ولی بهش گفتم باشه

00:30:02.210 --> 00:30:03.630
من یه بچه مثبت بودم

00:30:03.710 --> 00:30:06.720
همیشه فکر می کردم که زندگیم عادیه

00:30:07.130 --> 00:30:09.550
تو خانواده ما هفتا بچه داشتیم

00:30:10.050 --> 00:30:12.140
میشل لیکاتا

00:30:12.220 --> 00:30:14.640
تو مدرسه خیلی خوب بودم

00:30:15.770 --> 00:30:17.100
دوستای زیادی داشتم

00:30:18.600 --> 00:30:20.190
تو چیر لیدینگ

00:30:20.690 --> 00:30:22.820
جایزه روح رو گرفتم

00:30:26.150 --> 00:30:28.530
یه دختر نوجوان عادی

00:30:28.990 --> 00:30:30.490
حالا چکار می کنیم؟

00:30:30.700 --> 00:30:31.990
میریم خرید

00:30:34.330 --> 00:30:38.120
یه روز تو کلاس یه دختری
بهم یه نامه نوشت که

00:30:38.210 --> 00:30:42.340
می خوای از ماساژ دادن آدمای پیر یه کم پول در بیاری؟

00:30:42.420 --> 00:30:45.590
منم اینجوری بود که
عجیبه ولی باشه

00:30:46.920 --> 00:30:49.930
بهم گفت که
برو خونه این پیرمرد

00:30:50.220 --> 00:30:54.060
و برای 45 دیقه بهش ماساژ بده
تا 200 دلار گیرت بیاد

00:30:56.020 --> 00:30:58.180
اوکی. چند سالت بود؟&gt;
16

00:30:58.640 --> 00:30:59.480
اوکی

00:31:02.020 --> 00:31:05.480
ما حدودا 45 دیقه رانندگی کردیم

00:31:06.190 --> 00:31:11.160
جلوی یه عمارت خیلی بزرگ پارک کردیم

00:31:12.070 --> 00:31:14.200
قبل اینکه از ماشین پیاده بشیم بهم گفت که

00:31:14.280 --> 00:31:18.080
ببین اگه کسی پرسید
18 سال به بالایی

00:31:18.160 --> 00:31:21.500
و فکر نکنم کسی بپرسه
فقط اگه پرسیدن

00:31:25.460 --> 00:31:28.420
من فقط یکی دو دیقه اونجا بودم که

00:31:28.510 --> 00:31:29.840
اون اومد داخل

00:31:31.130 --> 00:31:33.140
رو شکمش خوابید

00:31:33.510 --> 00:31:35.930
اوکی
اوکی اونجا یه مشت لوشن هست که

00:31:36.010 --> 00:31:40.100
اگه می خوای شروع کنی به ماساژ پاهام

00:31:40.180 --> 00:31:45.940
اون چرخ خورد و داشت درمور اینکه چه شکلی ام حرف میزد

00:31:46.320 --> 00:31:48.860
اون بهم می گفت که چقدر زیبام

00:31:49.690 --> 00:31:53.410
من هیچ وقت فکر نمی کردم
تو دبیرستان دختر خوشگله ام

00:31:53.990 --> 00:31:55.620
من ارتودنسی داشتم

00:31:55.700 --> 00:32:00.080
و وقتی که یکی
حواسش کامل به منه

00:32:00.200 --> 00:32:02.540
و منم اینجوری بودم
طرف داره ازم تعریف میکنه

00:32:02.620 --> 00:32:04.830
هیچ وقت اینجوری درمورد خودم فکر نمی کردم

00:32:07.750 --> 00:32:09.340
و اون اینجوری بود که

00:32:10.470 --> 00:32:14.220
پهلوم رو گرفته بود
و داشت چرخم می داد

00:32:14.300 --> 00:32:16.050
و براندازم می کرد

00:32:16.550 --> 00:32:20.850
بهم می گفت که
پیراهن و شلوارت رو در بیار

00:32:21.270 --> 00:32:23.850
اینجوری میگفت که
می تونی با لباس زیر باشی

00:32:24.310 --> 00:32:26.940
...می دونی. با خودت فکر می کنی که اوکی

00:32:27.520 --> 00:32:29.480
...و اگه بخوای فرار کنی

00:32:29.900 --> 00:32:33.450
امم... و بگی که نمی خوای این کارو انجا بدی
...می دونی که

00:32:34.110 --> 00:32:35.320
چط.ری می خوای بری؟

00:32:35.410 --> 00:32:38.280
مثلا اگه یه اسلحه یه جایی قایم کرده

00:32:38.370 --> 00:32:39.950
و ممکنه برون بیاره؟

00:32:42.040 --> 00:32:44.670
...وقتی یه دختر نوجوانی انجام می دی

00:32:44.750 --> 00:32:49.000
چون اون یه فرد بالغه
و تو هم هرچی بهت می گن انجام می دی

00:32:50.340 --> 00:32:54.260
بعد اون رونام رو گرفته بود و

00:32:55.300 --> 00:32:57.510
.همزمان داشت جق میزد

00:32:59.470 --> 00:33:02.600
اون تلاش میکرد که
....اونجام رو بماله

00:33:03.390 --> 00:33:04.230
اوکی

00:33:06.060 --> 00:33:07.560
...و

00:33:08.360 --> 00:33:13.360
اون موقع بود که
دیگه خیلی ترسیده بودم

00:33:13.440 --> 00:33:16.240
من اینجوری بودم که
...اوکی اوکی

00:33:16.320 --> 00:33:18.320
میشه زودتر تمومش کنیم؟

00:33:18.780 --> 00:33:22.910
این اصلا واقعی نیست
.همچین اتفاقی در حال رخ دادن نیست

00:33:23.000 --> 00:33:27.000
اون شبیه یه آدم ترسناک روانی بود

00:33:27.500 --> 00:33:28.960
...تو ذهنم

00:33:31.170 --> 00:33:32.920
....اون شبیه

00:33:33.630 --> 00:33:37.760
هنوز اون چهره اش تو ذهنمه

00:33:39.100 --> 00:33:43.310
من عقب رفتم و گفتم
فکر نکنم همچین کاری رو باید انجام بدم

00:33:43.930 --> 00:33:45.060
و ترسیدم

00:33:45.440 --> 00:33:47.270
خیلی مردد و ترسیده بودم

00:33:48.810 --> 00:33:51.230
همونطوری که قبلا بهت گفتم
و به مامانت هم توضیح دادم

00:33:51.320 --> 00:33:53.230
کاری که اون کرده کاملا اشتباه بوده اوکی؟

00:33:54.490 --> 00:33:56.030
....اوکی

00:33:57.450 --> 00:34:00.450
می خوام از این نظر
مطمئن باشی اوکی؟

00:34:05.960 --> 00:34:07.290
وقتی کارش تموم شد

00:34:07.370 --> 00:34:12.210
یه حوله دور خودش پیچید
و گفت اینم 200 دلارت

00:34:12.300 --> 00:34:14.340
خیلی دوست دارم دوباره ببینمت

00:34:14.420 --> 00:34:15.880
...من اینجوری بودم که

00:34:15.970 --> 00:34:18.630
اوکی.اوکی
تو دهنم با خودم می گفتم که

00:34:18.720 --> 00:34:23.180
دیگه هیچ وقت بر نمی گردم اینجا
هیچوقت

00:34:23.260 --> 00:34:25.310
و رفتم طبقه پایین

00:34:25.680 --> 00:34:29.350
و احساس می کردم که ازم سواستفاده شده

00:34:29.440 --> 00:34:35.360
شدیدا احساس می کردم ازم سوء استفاده شده
فکر می کردم یه آدم کثیفم

00:34:37.570 --> 00:34:40.820
...قبل اپستین؛ من

00:34:44.240 --> 00:34:45.580
...من

00:34:48.750 --> 00:34:49.580
...من

00:34:50.670 --> 00:34:52.590
.یه چیز دیگه بودم

00:35:00.720 --> 00:35:03.300
جوری که من خودمو می دیدم

00:35:03.390 --> 00:35:04.970
...خیلی وقت پیش

00:35:05.720 --> 00:35:07.100
....من مثل

00:35:07.180 --> 00:35:08.480
.مثل یه گل بودم

00:35:10.940 --> 00:35:14.320
گلی که تازه داشت می شکفت

00:35:15.360 --> 00:35:18.240
...ولی بعد اون قضیه

00:35:18.320 --> 00:35:21.700
...عین این بود که یکی

00:35:22.820 --> 00:35:24.950
...گله رو برداشته بود

00:35:25.160 --> 00:35:30.330
از ریشه جداش کرده بود
و اون رو له می کرد

00:35:34.460 --> 00:35:36.130
می دونم که خیلی
باید برات سخت باشه

00:35:36.210 --> 00:35:39.010
و می دونم که امروز خیلی برات سخت بودکه
بیای و درموردش صحبت کنی

00:35:39.880 --> 00:35:42.470
چیز دیگه ای هست که بخوای به
استیتمنتت اضافه کنی؟

00:35:42.550 --> 00:35:43.390
نه

00:35:43.970 --> 00:35:45.810
.اوکی
پس من به این شرح خاتمه می دم

00:35:45.890 --> 00:35:48.350
زمان روی ساعتم 5:25 بعد از ظهره

00:35:58.440 --> 00:36:00.900
اکثر دخترا رو
به وسیله پل

00:36:00.990 --> 00:36:03.410
از خشکیاورده بودند
که در پالم بیچ غربی قرار داشت

00:36:03.820 --> 00:36:06.740
وقتی که از پل رد میشی
دیگه انگار یه دنیای دیگه است

00:36:09.540 --> 00:36:11.460
قسمتی از پالم بیچ غربی

00:36:11.540 --> 00:36:14.420
که در امتداد گلد کوست قرار داره رو طبقه کارگر در بر داره

00:36:15.330 --> 00:36:17.590
اصلا هم پولدار نیستن

00:36:19.090 --> 00:36:20.090
یه دنیای واقعیه

00:36:20.550 --> 00:36:24.510
فکر اینکه از یه خانواده متوسط بار بیای

00:36:24.590 --> 00:36:27.430
که در بعضی از کیسا خونه هایی که مشکلات درش بوده

00:36:28.760 --> 00:36:30.850
پالم بیچ عین شهر آزه

00:36:30.930 --> 00:36:34.900
اگه تو پالم غربی زندگی میکنی
اصلا دنیایی نیست که بخوای تجربه اش کنی

00:36:40.740 --> 00:36:44.320
اسم من شانا رویرا است
این خونه ایه که توش بزرگ شدم

00:36:47.120 --> 00:36:49.290
این جاییه که
معمولا می نشستیم

00:36:49.370 --> 00:36:52.540
اینجا هم یه تاب بزرگ تو ایوان داشتیم

00:36:53.120 --> 00:36:54.830
این اتاق من بود

00:36:55.540 --> 00:37:00.460
اولین باری که جف رو دیدم
دوست دخترم اومده بود خونه

00:37:01.260 --> 00:37:03.800
...که منو با خودش ببره خونه جف که

00:37:04.220 --> 00:37:06.390
دقیقا بعد این خیابون

00:37:07.260 --> 00:37:10.310
یه پارک تریلر و یه کانال وجود داره
و یه پارک تریلر دیگه

00:37:10.390 --> 00:37:12.520
و از اونجا اومده بود

00:37:13.140 --> 00:37:14.810
تا منو قانع کنه باهاش برم

00:37:17.900 --> 00:37:19.820
.کودکی خیلی خوبی نداشتم

00:37:21.440 --> 00:37:24.860
دو سالی از خونه فرار کرده بودم

00:37:26.780 --> 00:37:30.030
مادرم تو بیشتر دوران زندگیم مصرف سنگین مواد داشت

00:37:30.950 --> 00:37:33.410
وقتی سه سالم بود پدرم افتاد زندان

00:37:34.710 --> 00:37:37.750
و قتی که ده سالم بود
پدرم از زندان آزاد شد

00:37:38.790 --> 00:37:43.130
و تو یه دوره ای پدرم دوست دختر داشت

00:37:43.920 --> 00:37:45.260
و چندتا بچه هم داشت

00:37:45.340 --> 00:37:49.180
که معلوم بود از قبل مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودن

00:37:49.680 --> 00:37:55.430
و باید بگم که یکی دو هفته
از تولد 12 سالگیم می گذشت

00:37:55.520 --> 00:38:00.020
پدرم و دوست دخترش داشتن
پسر هشت ساله اش رو جلوی من.

00:38:00.110 --> 00:38:01.730
...امم

00:38:01.820 --> 00:38:02.820
تا سرحد مرگ می زدند

00:38:03.650 --> 00:38:06.320
و این بود که

00:38:07.030 --> 00:38:09.030
از خونه فرار کردم

00:38:10.280 --> 00:38:12.580
من تو یتیم خونه ها زندگی می کردم

00:38:13.370 --> 00:38:16.410
بالاخره مادربزرگم تونست که
حضانتم رو به عهده بگیره.

00:38:17.420 --> 00:38:20.540
من وقتی جفری اپستین رو ملاقات کردم
چهارده سالم بود

00:38:24.300 --> 00:38:28.260
دوست دخترم اینجوری بود که
شانا من دارم میرم خونه این مرده

00:38:28.760 --> 00:38:33.140
نمی تونم خودم تنهایی برم
بهت احتیاج دارم که باهام بیایی

00:38:33.220 --> 00:38:35.350
منم گفتم باشه

00:38:36.560 --> 00:38:40.060
من نمی دونستم چه اتفاقی قراره بیفته
همینجوری باهاش رفتم

00:38:43.190 --> 00:38:47.650
وقتی که از پل رد شدی
و به پالم بیچ رسیدی همش کشتی های تفریحی

00:38:47.740 --> 00:38:49.780
و عمارت های بزرگ می بینی

00:38:51.200 --> 00:38:52.030
این چیزی نیست که

00:38:52.700 --> 00:38:55.240
من باهاش آشنا باشم

00:38:58.040 --> 00:39:01.710
ما رفتیم پشت
و یه دختر اونجا بود

00:39:01.880 --> 00:39:02.840
اون جوون بود

00:39:03.380 --> 00:39:05.460
و لهجه داشت.نمی شناختمش

00:39:05.550 --> 00:39:08.720
با دوستم آشنا بود
.سلام.سلام.سلام.

00:39:10.180 --> 00:39:11.890
رفتیم ت یه اتاق

00:39:12.300 --> 00:39:13.800
و یه مرده اومدداخل

00:39:14.430 --> 00:39:16.720
یادمه فکر می کردم چقد بی ادبه

00:39:16.890 --> 00:39:18.230
اون گفت اوه سلامم

00:39:18.310 --> 00:39:19.480
پشت تلفن بود

00:39:20.140 --> 00:39:21.560
و اومد خوابید

00:39:22.150 --> 00:39:26.190
دوست دخترم بهم گفت که
ما یه ماساژ بهش می دیم

00:39:26.900 --> 00:39:30.320
و گفت خوب
دیگه وقتشه لباسامون رو در بیاریم

00:39:31.820 --> 00:39:32.780
... ومنماینجوریم که

00:39:34.870 --> 00:39:36.330
مجبورم که لباسم رو دربیارم؟

00:39:36.410 --> 00:39:38.830
اون گفت که اره اره هر دوتامون

00:39:39.080 --> 00:39:41.750
هردوتامون باید لباسامون رو در بیاریم
همشو دربیاریم

00:39:43.290 --> 00:39:45.880
خوب الان منو
دوست دختر 14 ساله ام رو دارید که

00:39:45.960 --> 00:39:49.470
کامل لختن
و دارن به این پیرمرده ماساژ می دن

00:39:50.840 --> 00:39:53.470
ولی یه دفه دوست دخترم گفت
خوب من دیگه میرم

00:39:53.800 --> 00:39:57.720
چه غلطی داری می کنی؟
می خوای منو اینجا ول کنی؟ چرا؟

00:39:57.810 --> 00:40:00.180
باورم نمیشد که
منو اونجا تنها گذاشت

00:40:01.940 --> 00:40:04.810
بعد این مردک
...ازم پرسید که چند سالمه

00:40:05.610 --> 00:40:09.860
و یادمه بهش گفتم
که 15 سالمه

00:40:09.940 --> 00:40:12.820
ولی درواقع 14 سالم بود

00:40:13.780 --> 00:40:15.320
این خبر اصلا نترسوندش

00:40:15.410 --> 00:40:19.410
اینجوری بودکه
اوه اوکی.15 سالته. اوکی

00:40:20.080 --> 00:40:22.080
....بعد اون چرخید و

00:40:22.160 --> 00:40:25.670
و می خواست با اون لوشنی که استفاده می کردیم

00:40:25.750 --> 00:40:29.420
سینه اش رو بماله

00:40:29.510 --> 00:40:32.550
و بهم می گفت که نیپیلاشون رو بگیرم

00:40:32.840 --> 00:40:36.720
و تا می تونم فشارشون بدم

00:40:37.720 --> 00:40:39.060
...و من

00:40:39.140 --> 00:40:41.810
یادم میادم که اونجا وایساده بودم و

00:40:42.350 --> 00:40:45.270
می گفتم چه اتفاقی داره میفته؟ این خیلی عجیبه

00:40:45.350 --> 00:40:49.610
نمی تونستم باور کنم
این دیگه چه کسشریه

00:40:50.030 --> 00:40:51.780
من 14 سالمه

00:40:52.490 --> 00:40:54.030
من باکره ام

00:40:56.070 --> 00:40:58.830
و همینجوری تا چند دیقه ادامه می دادم

00:40:58.910 --> 00:41:00.080
...تا وقتی کارش تموم شد

00:41:01.000 --> 00:41:03.080
و پول هم اونجا بود

00:41:03.160 --> 00:41:05.370
بهم گفت که
پول رو بر دارم

00:41:05.460 --> 00:41:08.090
خوب من لباسم رو پوشیدم
و از اونجا اومدم بیرون

00:41:08.960 --> 00:41:10.210
خیلی خجالت زده بودم

00:41:10.590 --> 00:41:14.220
نم دونستم که چطوری باید بگم
نه من نمی خوام اینکارو انجام بدم

00:41:19.970 --> 00:41:24.060
نمی دونم چن وقت بعد اون قضیه بود که

00:41:25.230 --> 00:41:29.480
یه روزی یه تماس دریافت کردم

00:41:30.360 --> 00:41:33.110
یه تاکسی برام اجاره کرده بودن که برم خونه جف

00:41:33.940 --> 00:41:38.990
هیچ توضیحی نبود
با تاکسی برو خونه جف

00:41:43.370 --> 00:41:46.250
فکر کردم اگه

00:41:46.870 --> 00:41:48.080
برگردم پول بیشتری می گیرم

00:41:50.130 --> 00:41:52.250
آخه راستش هیچ پولی نداشتم

00:41:52.510 --> 00:41:54.380
خانواده اون شکلی هم نداشتم

00:41:56.340 --> 00:41:57.300
...من

00:41:58.430 --> 00:42:00.850
نم دونستم که چطوری از پسش بر بیام

00:42:00.930 --> 00:42:03.600
ولی خوب یه جورایی

00:42:04.350 --> 00:42:07.810
وارد یه زونی شدم که

00:42:09.400 --> 00:42:13.320
سعیم رو بکنم از پسش بربیام
و برم خونه

00:42:15.820 --> 00:42:18.490
نمی تونستم بگم این درست نیست

00:42:18.660 --> 00:42:21.450
نمی تونستم بگم این عادی نیست

00:42:21.530 --> 00:42:24.080
نمی دونستم بگم که
این مردک مریضه

00:42:24.750 --> 00:42:27.620
و تقریبا
سه یا چهار سالی

00:42:27.710 --> 00:42:29.040
اونجا می رفتم

00:42:38.220 --> 00:42:41.470
من یک روانشناس آموزشی و مشاور سلامت روان هستم.

00:42:41.930 --> 00:42:45.430
من با بسیاری از قربانیان آسیب جنسی کار کردم

00:42:45.520 --> 00:42:50.940
و وقتی که کیس جفری اپستین رو می خوندم
اولین چیزی که به ذهنم رسید

00:42:51.020 --> 00:42:54.690
این بودکه دخترانی که آسیب پذیر بودن
رو هدف قرار می داد

00:42:55.150 --> 00:42:59.410
ام ، و این کاری است که اکثر شکارچیان جنسی انجام می دهند.

00:42:59.950 --> 00:43:04.450
اولین قدم در روند تله انداختن
شناسایی یک قربانب آسیب پذیر است

00:43:04.540 --> 00:43:07.290
کسی که از لحاظ مالی اوضاعش خراب است

00:43:07.500 --> 00:43:11.290
یا قبلا سابقه آسیب جنسی داشته

00:43:11.830 --> 00:43:17.380
شکارچیان جنسی ای مثل جفری اپستین
چشم خوبی برای پیدا کردن

00:43:17.460 --> 00:43:19.430
کسی که نیازمند است را دارند

00:43:19.880 --> 00:43:23.300
و ان نیاز را شناسایی
و از آن سوء استفاده می کنند

00:43:24.390 --> 00:43:26.770
وقتی یه دختر نوجوان رو

00:43:27.310 --> 00:43:31.690
با یه آدم باهوش
و میلیاردر خودشیفته قرار می دین

00:43:31.770 --> 00:43:35.230
مغز نابالغ اونها

00:43:35.610 --> 00:43:39.070
توانایی فهم اون اتفاق رو ندارند
و نمی دونن چه اتفاقی داره میفته

00:43:46.580 --> 00:43:50.460
ما احساس نا امیدی می کردیم
که وقتی تعدادی از افراد به صورت منسجم

00:43:51.120 --> 00:43:55.590
اما اکثرشون از ترس جفری اپستین
نمی خواستن محاکمه بشود

00:43:56.550 --> 00:43:58.920
اونها می دونستند که آقای اپستین

00:43:59.010 --> 00:44:02.590
یه مرد پول دار قدرتمند با نفوذه

00:44:02.680 --> 00:44:04.180
بنابراین آنها بسیار تمایلی نداشتند

00:44:05.180 --> 00:44:08.890
و برای همین تصمیم گرفتیم
با چند تا از کارکنانش صحبت کنیم

00:44:11.980 --> 00:44:14.810
صبح بخیر. آقای آلسی؟
بله خودمم

00:44:14.900 --> 00:44:17.940
سلام. من کاراگاه جو رکیری
از پلیس پالم بیچ هستم

00:44:18.030 --> 00:44:21.900
دارم در مورد یه پرونده ای
که مربوط به کارفرمای سابقتونه تحقیق می کنم

00:44:21.990 --> 00:44:22.990
جفری اپستین

00:44:24.240 --> 00:44:25.490
این چیزیه که

00:44:25.570 --> 00:44:27.830
اصلا دوست ندارم
دستی توش داشته باشم

00:44:27.910 --> 00:44:30.160
اگه ربطی به من نداره
درکتون می کنم

00:44:30.250 --> 00:44:33.830
اما ممکنه یه اطلاعاتی داشته باشید
که در حل پرونده به ما کمک کنه

00:44:35.330 --> 00:44:38.170
اما من نمی خوام که
...مشکلی برام پیش بیاد

00:44:38.460 --> 00:44:42.380
یا که توسط آقای اپستین و شرکتش سو بشم

00:44:44.470 --> 00:44:46.680
شما آلفردو رودریگز هستید
درسته؟

00:44:46.760 --> 00:44:48.890
بله. منم
اوکی

00:44:48.970 --> 00:44:52.140
فقط می خواستم در مورد یه پرونده ای که
مربوط به جفری اپستینه

00:44:52.730 --> 00:44:53.850
باهاتون صحبت کنم

00:44:54.400 --> 00:44:55.350
اوکی

00:44:56.310 --> 00:44:58.770
تمرکز اصلیم روی

00:44:59.190 --> 00:45:01.280
دختراییه که میومدن براش کار کنن

00:45:02.650 --> 00:45:03.490
اوکی

00:45:04.070 --> 00:45:05.700
چی می تونی در این مورد برام بگی؟

00:45:05.780 --> 00:45:07.700
ماساژور های خیلی زیادی داشت

00:45:07.780 --> 00:45:12.290
...یه لیست دلخواه از
کادر زنان داشت که

00:45:12.370 --> 00:45:13.830
بهش ماساج می دادن. می دونی که

00:45:13.910 --> 00:45:16.540
صبح ماساژ می گرفت
بعد از ظهر ماساژ می گرفت

00:45:16.630 --> 00:45:18.380
خیلی خصوصی بودند . می دونی که

00:45:18.460 --> 00:45:22.760
پس من نمی دونستم که
پشت درای بسته چه اتفاقی میفته

00:45:22.840 --> 00:45:25.260
این وظیفه من بود که همه چیز را با احتیاط حفظ کنم.

00:45:25.340 --> 00:45:26.180
...دیگه

00:45:26.800 --> 00:45:28.720
میشه بگید که
ایا این دخترا جوان بودن؟

00:45:29.680 --> 00:45:30.890
...امم

00:45:31.930 --> 00:45:34.060
افف. داری تحت فشار قرارم میدی

00:45:40.480 --> 00:45:43.070
هر قسمت این پرونده
یه نبرد سربالایی بود

00:45:43.780 --> 00:45:46.030
کارمنداش نمی خواستن با ما همکاری کنن و

00:45:46.860 --> 00:45:49.320
بنابراین ما رفتیم سراغ آشغالاش

00:45:50.240 --> 00:45:52.750
تو یه پرونده
یه کارت گزارش مدرسه پیدا کردیم

00:45:52.830 --> 00:45:54.540
که متعلق به یکی از قربانی ها بود

00:45:56.170 --> 00:46:00.340
و تو یه پرونده دیگه
ما فهمیدیم که اون یک رو می فرسته

00:46:01.090 --> 00:46:04.630
مدرسه تا برای قربانی هایی

00:46:04.720 --> 00:46:07.260
که جزء اون اجرا بودن گل ببره

00:46:09.180 --> 00:46:11.970
پالم بیچ غربی
چمدین مدرسه دبیرستان

00:46:12.060 --> 00:46:13.850
و راهنمایی داره

00:46:13.930 --> 00:46:17.060
هزاران هزار کودک
بعضب ها هم که مدرسه خصوصی میرفتند.

00:46:17.900 --> 00:46:21.900
تمام این مدرسه ها
به یه شکارگاه براش تبدیل شده بود

00:46:28.450 --> 00:46:30.870
فک کنم تو سن شانزده هفده سالگی
که دبیرستانیم

00:46:30.950 --> 00:46:32.490
به شدت آسیب پذیریم

00:46:34.040 --> 00:46:37.540
این دبیرستان رویال پالم بیچه
ما اینجا رفتیم مدرسه

00:46:37.620 --> 00:46:39.370
زمان خیلی خوبی تو زندگیم نبود

00:46:41.250 --> 00:46:45.510
اسم من هیلی رابسونه
و تو 16 سالگی جفری اپستین رو ملاقات کردن

00:46:46.920 --> 00:46:50.390
من تو پالم بیچ غربی با یه خانواده شلوغ بزرگ شدم
خیلی پسر عمو اینا داشتم

00:46:50.470 --> 00:46:51.680
دوتا خواهر دارم

00:46:52.470 --> 00:46:56.060
بابام پلیس بود
مادرم هم تو کار بانک بود

00:46:57.520 --> 00:46:58.770
من عاشق اسبام

00:46:59.310 --> 00:47:01.520
از 11 سالگی شروع به سوارکاری کردم

00:47:02.110 --> 00:47:04.070
چند سال بعد ، من رقابت کردم.

00:47:04.440 --> 00:47:07.440
این شاید
بهترین زمان زندگیم بود

00:47:09.320 --> 00:47:11.570
اما من تجربه یه اتفاق آسیب زا رو داشتم

00:47:11.660 --> 00:47:13.160
قبل اینکه با جفری اپستین اشنا بشم

00:47:13.870 --> 00:47:15.990
تاستانی که داشت 16 سالم میشد

00:47:16.410 --> 00:47:17.290
بهم تجاوز شد

00:47:17.370 --> 00:47:20.420
اولین تجربه ام با یه مرد بود

00:47:21.380 --> 00:47:22.580
اون 21 سالش بود

00:47:22.670 --> 00:47:24.500
من دیگه خودم رو بستم

00:47:25.090 --> 00:47:30.510
ام...شروع به مصرف مواد مخدر کردم
همش مست بودم و داشتم ماریجوانا می کشیدم

00:47:31.550 --> 00:47:34.350
یه جورایی دوست داشتم محو بشم
ناپدید بشم

00:47:37.720 --> 00:47:39.980
دختری که منو با جفری اپستین
آشنا کرد

00:47:40.480 --> 00:47:41.900
همراه ما تو دبیرستان بود

00:47:42.730 --> 00:47:47.440
اون گفت یکی رو میشناسم که
در عوض یه ماساژ 200 دلار می ده

00:47:48.490 --> 00:47:51.820
و اولین عکس العملم
یا اولین فکری که به ذهنم خطور کرد

00:47:51.910 --> 00:47:54.070
اینم بلیطم برای فرار از پالم بیچ
این راه فرارم بود

00:47:55.990 --> 00:47:58.620
...ما به جزیره پالم بیچ رفتیم

00:48:00.790 --> 00:48:04.250
و راستش پیاده رفتیم داخل
اخه ورودی اصلی نبود

00:48:04.330 --> 00:48:07.500
یه در پشتی بود که
به آشپزخونه می رسید

00:48:09.800 --> 00:48:13.140
یادمه از یه پله بالا رفتیم که
یه جورایی منحنی بود

00:48:13.720 --> 00:48:17.060
و اولین چیزی که چشمم رو گرفت
هنر های روی دیوار بود

00:48:17.140 --> 00:48:18.020
که خیلی حواسم رو پرت کرده بود

00:48:20.270 --> 00:48:21.730
اکثرش برهنه بود

00:48:22.640 --> 00:48:24.860
مجسمه های برهنه.عکس های برهنه

00:48:25.610 --> 00:48:27.230
...احساس خوبی نداشتم

00:48:27.980 --> 00:48:30.530
و یه دفه
عکس بچه ها رو دیدم

00:48:31.530 --> 00:48:32.650
اصلا عادی نبود

00:48:35.280 --> 00:48:37.580
ماساژ به عنوان ماساژ شروع شد

00:48:38.040 --> 00:48:39.200
و اون چرخ خورد

00:48:40.120 --> 00:48:41.580
روی میز لخت بود

00:48:42.460 --> 00:48:45.330
و یادمه خیلی می ترسیدم

00:48:46.540 --> 00:48:48.250
من یاد اون احساسات

00:48:48.750 --> 00:48:49.840
تاریک انداخت

00:48:51.920 --> 00:48:52.970
آیا لمست کرد؟

00:48:53.050 --> 00:48:55.720
بله ، در جاهای نامناسب.

00:48:56.850 --> 00:48:58.100
آیا از دستش استفاده کرد؟

00:48:58.180 --> 00:49:02.060
اون از دستش
و فکر کنم یه چیزی شبیه وایبریتور استفاده کرد

00:49:02.680 --> 00:49:03.520
...اما...ام

00:49:04.520 --> 00:49:06.230
قبول نکردم انجامش بدم

00:49:08.400 --> 00:49:10.980
سعی کرد زیر کمربندم رو لمس کنه

00:49:12.490 --> 00:49:13.740
قبول نکردم

00:49:13.820 --> 00:49:17.660
امم. بهش گفتم اصلا دوست ندارم
نه. همچین اتفاقی نمیفته

00:49:17.990 --> 00:49:21.410
تو این لحظه بود که داشت بهم پیشنهاد می داد که

00:49:21.500 --> 00:49:24.290
اوکی خوب
اگه قرار نیست اینکار رو بکنی

00:49:24.710 --> 00:49:26.170
اگه دوستی داری

00:49:26.250 --> 00:49:28.840
می تونی بیاریش پیش من
و بهت 200 دلار میدم

00:49:29.460 --> 00:49:31.590
فقط به خاطر یه دختر اوردن؟
بله

00:49:31.670 --> 00:49:34.340
دختری که داشت می رفت
می دونست که باید بهش ماساژ بده

00:49:34.420 --> 00:49:35.590
اون همه چیو می دونست

00:49:36.720 --> 00:49:38.680
چن وقته داری
براش کار میکنی؟

00:49:38.760 --> 00:49:40.640
من حدود یه سالی
براش کارکردم

00:49:42.390 --> 00:49:43.810
...من تقریبا

00:49:45.190 --> 00:49:46.440
بیست و چهار تا دختر رو براش اوردم

00:49:47.810 --> 00:49:49.690
اون دخترا هم
دخترای دیگه ای رو اوردن

00:49:50.860 --> 00:49:53.190
اوکی
یعنی عین یه قطار بود

00:49:53.610 --> 00:49:55.030
دیگه کیا کم سن و سال بودن؟

00:49:56.030 --> 00:49:56.860
زیر 18 رو میگید؟

00:49:57.610 --> 00:49:59.030
همشون
همشون؟

00:49:59.120 --> 00:49:59.990
همشون

00:50:01.450 --> 00:50:03.660
من دخترایی رو انتخاب میکردم
که دوست باشند

00:50:04.120 --> 00:50:05.830
من خیلی معمولی درموردش حرف میزدم

00:50:06.790 --> 00:50:09.170
و همراه هم دیگه با ماشین میرفتیم خونه اش

00:50:10.590 --> 00:50:13.800
اونا رو به اتاق می بردم
و خودم میومدم بیرون

00:50:14.460 --> 00:50:16.720
بعضی وقتا کنار استخر منتظر می موندم

00:50:17.430 --> 00:50:20.930
وقتی دخترا می رفتن
جفری میومد بیرون تا پولم رو بده

00:50:22.430 --> 00:50:26.440
اون بهم میگفت که چطوری؟
اوضاع چطوره؟ خانواده در چه حاله؟

00:50:26.520 --> 00:50:29.810
اون می خواست که فکر کنم دوستمه
و بهم اهمیت میده

00:50:32.570 --> 00:50:34.940
اوکی
با رئیسم یه کم صحبت کردم

00:50:35.320 --> 00:50:37.110
واسه همینه اینجام
اوکی

00:50:37.360 --> 00:50:38.700
...امم

00:50:39.910 --> 00:50:42.910
از اینجا دیگه تو کاملا
خودت رو تو این جرم شریک کردی

00:50:42.990 --> 00:50:45.910
اوکی؟ شما دخترایی رو بردی
خونه یکی

00:50:46.000 --> 00:50:47.660
که ازشون استفاده جنسی بشه

00:50:47.750 --> 00:50:51.290
از همه مهم تر و بارزتر اینه که
یکی از این دخترا اون موقع 14 سالش بوده

00:50:51.380 --> 00:50:54.630
اوکی؟ الان دیگه این یه جنایت
درجه دوم محسوب میشه

00:50:56.880 --> 00:51:01.550
یادمه خیلی بهم سخت می گرفتن
و فکر کنم شروع به گریه کردم

00:51:01.850 --> 00:51:03.970
و یادمه خیلی می ترسیدم

00:51:04.060 --> 00:51:08.440
و یه جوری باهام رفتار می کردن که
مثلا من دست راستش بودم

00:51:09.480 --> 00:51:12.190
پس اون دخترایی که اوردیشون چی؟

00:51:12.270 --> 00:51:15.860
پس اون چی؟ اون دختری که
یکی  رو اورد تا اونم منو بیاره چی؟

00:51:17.860 --> 00:51:21.030
احساس می کنم که
واسه یه مدت طولانی داشتم خودم رو سرزنش می کردم

00:51:21.780 --> 00:51:24.950
خودم رو میزدم
و خیلی به خودم سخت می گرفتم

00:51:25.700 --> 00:51:29.040
اما من نباید احساس گناه کنم
...من فقط 16 سالم بود

00:51:29.620 --> 00:51:30.830
و اون فرد بالغه

00:51:31.500 --> 00:51:33.170
...و اون نباید

00:51:33.960 --> 00:51:35.380
...باعث میشد که

00:51:36.210 --> 00:51:37.210
احساس گناه کنم

00:51:37.300 --> 00:51:41.220
...من هیچ وقت چیزی
اینچوری نیومدم که بگم

00:51:42.300 --> 00:51:45.060
آخه باعث میشه که
احساسات خیلی زیادی بیاد بالا

00:51:51.690 --> 00:51:54.860
دخترایی که دارن
برای جفری دختر میارن

00:51:54.940 --> 00:51:58.530
قطعا قربانی شخص جفری اپستین هستند

00:51:59.280 --> 00:52:01.990
اونها رو به روش منحصر به فردی گول زده بودند

00:52:03.490 --> 00:52:06.950
کاری کرده بودند که احساس مهم بودن بهشون دست بده

00:52:07.040 --> 00:52:11.330
و همچنین بهشون موقعیت هایی پیشنهاد داده شده که

00:52:11.670 --> 00:52:16.750
می تونسته
از شرایط زندگیشون نجاتشون بده

00:52:16.840 --> 00:52:20.880
و این که لازم نبود با یه مرد پیر

00:52:20.970 --> 00:52:22.630
رابطه جنسی داشته باشند خودش پاداشی بود

00:52:24.590 --> 00:52:29.560
این شکلی بود که جفری اپستین
یک کلاهبرداری هرمی جنسی ساخت

00:52:37.230 --> 00:52:39.570
بعد ماه ها تحقیق فهمیدیم که

00:52:39.650 --> 00:52:44.110
این روش زندگی
جفری اپستینه

00:52:44.990 --> 00:52:48.490
و اصلا هم احساس نمی کنه
که گیر بیفته

00:52:50.330 --> 00:52:55.540
بنابراین این برای ما خیلی مهم بود که
وارد خانه آقای اپستین بشیم

00:52:55.630 --> 00:52:58.750
تا شاید مدرک جدیدی پیدا کنیم

00:52:58.840 --> 00:53:02.840
و صحت حرفای قربانی ها
رو چک کنیم

00:53:05.010 --> 00:53:06.510
ولی باید خیلی مراقب می بودیم

00:53:06.850 --> 00:53:11.270
نمی خواستیم که آقای اپستین بفهمه که
زیر نظره

00:53:11.350 --> 00:53:13.480
تا وقتی که یه پرونده محکم داشتیم

00:53:14.980 --> 00:53:17.310
بالاخره بعد 7 ماه از گذشت تحقیقات

00:53:17.650 --> 00:53:21.440
احساس کردیم که الان دیگه
وقت اجرای حکم گشتن خونه است

00:53:26.820 --> 00:53:29.910
این توصیف کامل
محل مسکونیه که می خوام بگردیم

00:53:29.990 --> 00:53:32.080
که شامل حیاط متصل به اون هم میشه

00:53:33.540 --> 00:53:36.170
ما یه لیست از
وسایلی که بر می داریم بهتون میدیم

00:53:39.040 --> 00:53:44.670
ما کاملا سوپرایز شدم
از چیزی که تو خونه اپستین پیدا کردیم

00:53:46.000 --> 00:53:51.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:53:51.030 --> 00:53:59.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez